سراب است ...سراب
از خلیل
احساس پاورچین پاورچین
تاچرت عقل پاره نشود به سوی پنجره ی چشم آمد
از پشت نرده های مژه
مهری لطیف به انتظارش نشسته است
قلب را رام خود کرد
کرکره ی نرده ها بالا
در سراچه دل داخل شد
دستی از پشت برشانه ی احساس
وگوشش می شنید
سراب است ...سراب
عقل بیدار شده بود ...





