Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سیلاب اشک

اینو هم خلیل نوشته 

تنها امید با تو بودن عکس رخ زیبای تو در گوشه ی طاقچه ی دلم. وچشمک ناز

 تو  هنگام نگاه مرا رسانده است به سوی آینده. به هنگام فرو بستن چشم بیا

 ونظاره گر زخمهای تنهایی ام باش. برای رسیدن به تو  فرسنگها راه را بی

 وقفه ...بی تامل ...گفتی بیا خسته شدم ...افتادم ..ولی آمدم زیر نگاه سنگین

 تو  دلم به امید موی بلندت تحمل می نوشد  وبرای با تو بودن صبررا به هر

 قیمتی حتی به جان مشتری ام بفروش شیرینی لبخندت را  به دو صد جان که

 نه  به روح وروانم امده ام خریدارم  . ازآن خود خواهم کرد  این دل سنگی ات را

  غوغا میکنم  به سستی می کشانم دلت را به سیلاب اشک...